کرگدن – کارهای قادر مطلق.

کرگدن – کارهای قادر مطلق. در غباری که طلوع خورشید می درخشد، یک غول قدم می زند که زمین هنوز هم می شناسد. خاکستری زره، مگر پوست خیلی نازک، یک قلب ملایم زیر پوست سخت. شاخ او نه برای جنگ است و نه برای غرور، مگر وسیله قدرت زمانیکه مسیرها تقسیم میشوند. پست میچرد، برگ و علف میخورد، آهسته حرکت میکند، اجازه میدهد تا صلح بگذرد. چشمانش کوچک، شنوایی تیز، او باد را برای چیزهای نادیده بو میکند. در گل حمام میکند تا پوست خود را سرد کند، یک قلعه آرام جاییکه حشرات میلغزند. اما انسان شاخ خود را در حرص جستجو کرده است، لطف او را فراموش کرد، نیاز او را نادیده گرفت. پس از حیوان پروردگار ما پاسداری کنید، هم قوی و هم خجالتی، برای کرگدن ها یاد میدهند که چگونه قلب ها میتوانند بمیرند.
Listen to the Music